شير على خان لودى

193

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

را از تردّد به خانهء خويش منع فرمود . چند روز ديگر به حالت غشى گذرانيده ، به نعيم جاودانى و اصل گرديد ، و كان ذلك فى شهور سنة ألف و ثما [ ن ] و تسعين [ 1098 ] . و طريقش آن بود كه شعر مشتمل بر تعريف مى و ساقى نمىگفت و اشعار بعضى بزرگان مثل خواجه حافظ و غيره كه محتوى بر اين معنيست ، اگرچه آن را رد نمىكرد ، و ليكن تكرار نمىفرمود . مشهور است كه حضرت عالم‌گير شاه در اوايل ايّام سلطنت حكم كرده بود كه ديوان خواجه حافظ شيرازى را مردم از كتابخانه‌هاى خود برآرند و معلّمان ممالك محروسه به صبيان تعليم ننمايند ؛ امّا ديوان مذكور همواره در مطالعهء خاصّ آن سرحلقهء اهل اختصاص مىبود ، چون بعضى مقرّبان درگاه ظل‌ّاللّهى از سرّ اين معنى استفسار نمودند ، بر زبان مبارك گذشت كه هركس را قدرت فهم رموز اين كلمات نيست ، يمكن كه ارباب غفلت بر ظاهر عبارت حمل نموده ، در ورطهء بىباكى و عصيان فرو روند و براى شرب خمر و شاهدپرستى دست‌آويز به دست آورده به هاويهء خذلان منهمك گردند : از نور كجا بهره برد ديدهء اعمى ؟